مروری بر زمین لرزه های تاریخی قوچان

پيشينه‌ی تاريخي شهر قوچان را قبل از ميلاد آورده اند. اين شهر كهن در طول تاريخ گاهي از آبادترين و پرجمعيت‌ترين شهرهاي روزگار خود به‌شمار آمده و از موقعيت جغرافيايي، اقتصادي و سياسي منحصربه‌فردي برخوردار بوده است. روزگاري احكام صادر شده در قوچان " از خوارزم تا جنوب خراسان و از استرآباد تا كابل قابل اجرا بود."(توحدي،1359). اما عجیب نيست كه امروز آثاري در خور توجه از شكوه گذشته‌ی آن باقي نمانده باشد. آنچه پس از تاخت و تازهاي بي امان مغولان، تركمن‌ها ، تاتارها ، كشمكش‌ها و جنگ‌هاي خوانين، غارت‌ها و چپاول ياغيان باقي ماند، در قرن 19 ميلادي طعمه‌ی زمين‌لرزه‌هاي مكرر و دهشتناك گرديد و عاقبت شيرازه‌ی عمران، اقتصاد و فرهنگ اين شهر را از هم پاشيد. قرن 19 را بايد قرن فاجعه‌ی بزرگ براي قوچان دانست.

     در اين نوشتار گذري كوتاه به زمين‌لرزه‌هاي تاريخي قوچان خواهیم داشت.

       هنوز خرابي‌هاي ناشي از حمله‌ی عباس ميرزا وليعهد فتحعلي‌شاه به قوچان ترميم نشده بود كه نخستين زمين‌لرزه‌ی مخرب قوچان در سال 1249 ه .ق (1833 م ) شهر را ويران كرد و بر ويراني‌هاي ناشي از لشكر كشي عباس ميرزا افزود. زلزله‌ی ديگري در سال 1230 ه.ش (‍ژوئن 1851 م) روي داد. در قوچان يك‌چهارم خانه‌ها و نيز گنبد امامزاده سلطان ابراهيم (ع) فرو ريخت و حرم آن ويران شد. در شهر 160 تن كشته و زخمي شدند. سال بعد (ژانويه 1852 م) يك پس‌لرزه‌ی بسيار شديد آسيب فراواني به شهر رساند.

      در سال 1250 ه.ش (23 دسامبر 1871 م.) زمين‌لرزه بار دیگر شمال قوچان را در هم كوبيد. دردره اترك نيمي از شهر و از جمله بقاياي باروي آن، مسجدها، مدرسه‌ها و گنبد سلطان ابراهيم (ع) ويران شد. شمار اندكي از مردم كشته شدند زيرا زماني پيش‌تر لرزه‌هاي خفيفي روي‌ داده بود و غوغاهايي شنيده مي شده است. به عقيده "ناپير" كه در سال 1253ه.ش (اكتبر 1874م) از منطقه‌ی قوچان ديدار نموده بود،  شهر را در حالت نيمه ويران يافت. يك سال پس از آن "مك گريگور" توصيف همانندي از اثرات اين زمين‌لرزه به‌دست داده و مي‌افزايد كه تا آن هنگام نيمي از شهر متروك رها شده و باروي آن به‌صورت ويرانه بوده است. يك سال بعد در 6 ژانويه 1872م پس‌لرزه‌اي به همان اندازه نيرومند، ويراني را كامل كرد و شمارزيادي از مردم را كشت. پس لرزه‌ها به مدت چهار سال ادامه داشتند (امبرسز و ملويل، 1370). تاريخ اين زمين‌لرزه را( قوچان جديد خراب شد) گفته‌اند (شاكري، 1365). هنگامي كه "ناپير" و "مك گريگور" در سال 1253 و 1254 ه.ش (1874 و 1875 م) از قوچان ديدار كردند مشاهده نمودند كه نه تنها بيشتر مردم بلكه ايلخان‌ نيز در چادر مي‌زيست، زيرا زمين‌‌لرزه‌ها هنوز آن اندازه فراوان بودند كه زيستن در خانه‌ها را خطرناك سازد."مك گريگور" ساختمان‌هاي چوبي نوع تازه‌اي را مشاهده كرد كه مردم قوچان طرح ريخته بودند تا در برابر زمين‌لرزه مقاومت كند. به عقيده‌ی مؤلفان كتاب «تاريخ زمين لرزه هاي ايران»، برخي نوآوري‌ها و بهبودهاي موقتي در ساختن خانه‌هايي كه در برابر زمین‌لرزه پايدار باشند، پس از زمين‌لرزه‌هاي 1871 و 1893م قوچان و زمين‌لرزه‌هاي بزرگ قرن بيستم به‌عمل آمد، اما افسوس كه اين مسأله با جديت پیگیری نشد.

      در سال 1272 ه.ش (شامگاه 17 نوامبر 1893 م) در ساعت نوزده و سي دقيقه زمين‌لرزه‌اي شهر قوچان را به تمامي ويران كرد. همه‌ی ساختمان‌هاي همگاني از جمله اداره‌ی تلگراف، بازار با 1100 دكانش، بخشي از مسجد و مناره‌هاي آن، مدرسه، كاروان‌سرا و كاخ ايلخان فرو ريخت. همه‌ی خانه‌ها و بقاياي باروي آن ويران شد و دست كم 5000 تن كشته شدند. 5 گنبد امام‌زاده سلطان ابراهيم (ع) و چند خانه‌اي كه پس از زمين‌لرزه‌ی 1250ه.ش (1871م) با مهاربندي چوبي دگر باره ساخته شده بود، تنها سازه‌هايي بودند كه بر جاي ماندند. در شهر و پيرامون آن مجراهاي قنات‌ها ريزش كرد و شكاف‌هايي به ژرفاي پنج تا هشت متر در زمين پديد آمد كه بر ميزان ويراني‌ها افزود. در دره اترك همه‌ی روستاهاي بين يزدان‌آباد، كلبلاسي (كربلايي آغاسي)، كلوخي و جرتوده تقريباً به‌كلي ويران شدكه تلفات آن شامل كشته شدن 10000 تن از مردم و از ميان رفتن بيش از 30000رأس دام برآورد شده است. همه‌ی منابع پشم، تجارت دام و كشاورزي براي ساليان بسياري از دست رفت (امبرسز و ملويل،1370). شاهدي، زمين‌لرزه‌ی قوچان را چنين تعريف مي‌كند: "قريب حصار شهر قوچان رسيديم، بعضي ابنيه را از قبيل قهوه‌خانه و ميهمان‌خانه بيرون دروازه آنچه بود، خراب و منهدم يافتم و به خرابي قوچان پي بردم و چون داخل شهر شدم و ديدم زلزله تمام خانه‌ها و بناها را خراب كرده، حتي بناهاي خيلي محكم را. عمارات و حمام‌ها و مساجد و كاروان‌سراها و غيره و از تمام ابنيه جز گنبد امام‌زاده آثاري باقي نمانده و هر چه بود منهدم و با خاك يكسان گشت."(جاباني، 1366). مؤلف كتاب «اتركنامه» به‌ نقل از كتاب «بحرالفوايد»چنين مي‌نويسد: در شب هشتم جمادي الاول 1311 هجري قمري سه ساعت از شب، زلزله‌ی سختي به قوچان روي داد كه باعث اتلاف دوازده هزار نفوس شد (شاكري،1365). مرحوم آقا نجفي قوچاني اين زمين‌لرزه را چنين شرح مي دهد:"... قريب ساعت دو از شب كه من با والده در ميان ايوان خواب بوديم كه زلزله آمد و كوه‌ها را خراب كرد. من فوراً ...جستم ميان حياط و چنان گردِ خرابيِ كوه‌ها، روي ماه را گرفت كه جهان تاريك شد...(آقا نجفي قوچاني،1376). كلنل چارلز ادوارد بيت انگليسي نيز از 17 تا 22 سپتامبر 1894 م. از قوچان بازديد نموده است و در سفرنامه خويش مي نويسد:" تا وقتي خود شهر را از نزديك نديدم نتوانستم به عظمت اين حادثه پي ببرم. ديوارهاي شهر تماماً از بين رفته و خانه‌ها يا كلاً فرو ريخته و يا قسمتي از آن ويران گرديده بود....(جاباني،1366).

      بالاخره زمين‌لرزه‌ی سال 1312 ه . ق. (17 ژانويه 1895م.)ساعت 5/11 صبح روي داد و بار ديگر به‌طور كامل شهر را تخريب نمود. تلفات اين زلزله در شهر قوچان به علت زمان وقوع، رخداد پيش‌لرزه، به‌كار گرفتن تيرهاي چوبي در چهار چوب بناها و سكونت عده‌ی زيادي از مردم در شرايط موقت پس از زمين‌لرزه‌ی قبلي، نسبت به زمين‌لرزه‌ی سال 1272 ه . ش. (1893 .م) بسيار كمتر بود. پس از اين زمين‌لرزه، شهر قديم قوچان متروك و شهر در محل فعلي بنا شد (افشار حرب،1373). اين زمين‌لرزه كه به دنبال آن تا صبح روز بعد لرزه‌هاي پايان‌ناپذيري مي‌آمد، امام زاده سلطان ابراهيم (ع) را به‌كلي ويران كرد. گرمابه‌هاي عمومي، بازار، گمرك‌خانه، اقامت‌گاه حاكم و اداره‌هاي پست و تلگراف ويران شد و تلفاتي بر جاي گذاشت. به جز چند كلبه‌ی كوچك، تقريباً همه‌ی خانه‌ها و حتي آنهايي كه پس از زلزله‌ی 1272 ه. ش (1893 م ) با چوب و سقف‌هاي سبك دگرباره ساخته شده بودند ويران گشت. باري به‌دليل سبكي مصالح ساختماني و نيز احتمالاً به‌دليل پيش‌لرزه‌هايي كه به مردم هشدار داده بود، شمار جان‌باختگان در قوچان بسي كمتر از آن بود كه در غير اين‌صورت مي‌بود. در مجموع حدود 770 تن جان خود را از دست دادند. اين لرزه بار ديگر قنات‌ها را در قوچان ويران كرد و سيم‌ها ي تلگراف را در طول چندين كيلومتر فرو انداخت (امبرسز و ملويل، 1370). در اين موقع عده‌ی كمي حدود 8000 نفر كه مانده بودند شهر ويران شده را تخليه كرده و به محل قوچان جديد مهاجرت كردند و عده‌اي هم در دهات و در شهرهاي دور دست پراكنده گرديدند (شاكري، 1365). امروز شهر قديم قوچان در 11 كيلومتري غرب شهر جديد قرار گرفته است. با وجود افزايش جمعيت و گسترش شهرك‌سازي سال‌هاي اخير قوچان قديم هرگز نتوانسته به دوران شكوفايي قبل از زمين‌لرزه‌هاي قرن 19 ميلادي برسد. با گذشت بيش از يكصد سال از آخرين زمين‌لرزه‌هاي مخرب اين شهر، هنوز هم داغ آن در گوشه و كنار شهر تاريخي باقي مانده است. شايد تماشاگران اين مناظر، لحظاتي به گذشته بيانديشند؛ به مصيبت‌هايي كه مردمان آن روزگار به چشم ديدند؛ به تخريب خانه‌ها و بي سرپناه شدن كودكان؛ به مردان مانده در زير آوار و زناني آشفته و نالان كه طفل خويش را در ميان ويراني ها جستجو مي نمايند.

      قوچان امروزبه لحاظ جغرافيايي نقطه‌ی قوت چنداني در برابر آسيب‌پذيري زمين‌لرزه نسبت به موقعيت قوچان قديم ندارد. زمين هميشه پويا و در جنبش مداوم است و منطقه كپه داغ– منطقه‌اي كه به لحاظ زمين‌شناسي، شهر قوچان در آن واقع است- فعال و ناآرام است. زمين‌لرزه باز هم خواهد آمد. چاره‌اي بايد انديشيد!

nadaf_99@yahoo.com 

منابع:

1- آقا نجفي قوچاني: سياحت شرق، مؤسسه‌ی چاپ و انتشارات حديث، تهران 1376.

2- افشار حرب، عباس: زمين‌شناسي كپه داغ، انتشارات سازمان زمين شناسي كشور، تهران 1373.

3- امبرسز، ن.ن. و ملويل، پ :تاريخ زمين‌لرزه هاي ايران، ترجمه‌ی ابوالحسن رده، انتشارات آگاه،تهران 1370.

4-  توحدي، كليم‌الله: حركت تاريخي كرد به خراسان، چاپ توسلي، مشهد 1359.

5- جاباني، محمد: مردم‌شناسي قوچان، انتشارات اطلس، مشهد 1366.

6- شاكري، رمضانعلي: اتركنامه، انتشارات اميركبير، تهران 1365.